غدیر در شعر فارسی

اگر حضرت خضر آب حيات نوشيد و ماندگار ماند، ادبيات و فرهنگ مسلمانان نيز در سايه سار قرآن مجيد و به راهنمايى خدا و رسولش از آب غدير خم سيراب گشت و جاودانه شد. تو گويى نام و ياد مولاى پارسايان على(ع) آب حيات دلهاست كه ديوانها را چنين دلربا ساخته و آثار ادبى وهنرى را از آفت فنا و فراموشى پاك پرداخته است.
و اينك مدح مولا، زينت بخش دلها و دفترهاست. كمتر شاعرى مى توان يافت كه دست كم جرعه اى از خم غدير ننوشيده، جان تشنه اش حلاوت حلالِ عشق علوى ـ اين شراب طهور ـ را نچشيده باشد. نه تنها شعراى بزرگ عرب ـ از حسان بن ثابت و كميت اسدى و دعبل خزاعى گرفته تا سيد حيدر حلّى و بولس السلامه و ازرى كبير، كه شاعران حقجو و حقيقت گو هم از هر نژاد و زبان به اصالت اين بركه با بركت و به زلالى اين چشمه جوشان شهادت داده اند. در اين ميان شاعران پارسى گوى نيز به حقانيّت غديرخم گواهى داده و گاه با سرودن چكامه هاى فاخر و بلند، و غديريّه هاى غرّا و رسا، گوى سبقت از همگنان ربوده اند؛ چرا كه ايرانيان مسلمان را از برای ادامه کلیک کنید.........

سایتهای غدیر

کلیک کنید.........

 

غدیر بر اهل علی(ع) مبارک

عید غدیر ، عید ولایت بر تمامی آنان که علی (ع)را میدانند کیست و ولایت علی(ع) را میدانند چیست و بر تمامی آنان که عدالت  را دوست دارند مبارک باد

 تو اي علي !

و تو اي علي !

اي شير            

مرد خدا و مردم

رب النوع عشق و شمشير!

ما شايستگي شناخت تو را از دست داده ايم .

شناخت تو را از مغزهاي ما برده اند ، اما عشق تو را ، عليرغم سالها هنوز در عمق وجدان خويش ، در پس پرده هاي دل خويش ، همچنان مشتعل نگاهداشته ايم ،

 آري اين گونه است نيايش عاشقي ا زتبار علي بزرگ با مولايش ، مولاي تمامي آزادگان ، علي .

علي فرزند کعبه است . آن روز که هنوز بانگ مسلماني و رسالت محمد بلند نبود ، علي را خدايش د رخانه اش متولد ساخت تا فريادي باشد بر سر تمامي زرمداران زور پرست تزويرگر . تا صاعقه اي باشد و نشانه اي از عدل ، از انسانيت و آزادي و آزادگي . نشانه اي براي هميشه تاريخ . تا تاريخ بداند که دينداري چون علي ميتواند عادلترين باشد . حکومتش ميتواند آزادترين حکومتها باشد و سيره اش ميتواند فريادگر عدالت و انسانيت .

زماني که محمد از حرا به زير آمد تا بگويد آنچه را که جبرييل امين به او ابلاغ کرد ، اطمينان داشت که حداقل دو يار و همراه دارد . دو انساني که ظرفيت حق را دارند . خديجه همسر پيامبر و علي برادر و پسرعمش . علي دائر مدار حق است . چگونه ميتواند حق را نپذيرد ؟! هرگز . حاشا و کلا که علي با محمد همداستان نشود . آنچه در دين نبوي موج ميزد ، همان بود که با روح علي درآميخته بود و همان است که علي مدعي است که : لم يسبقني الا رسول الله ، صلي الله عليه و آله و سلم ، بالصلاة . آري !

هيچ کس د رنماز علي ، د رطاعت علي و در بندگي علي بر علي پيشي نگرفت الا رسول خدا که رحمة للعالمين بود که خدايش فرمود : لو لاک لما خلقت افلاک

علي 13 سال با پيامبر در مکه در سخت ترين شرايط بود . در اوج رنج و درد ناشي از حق پرستي ، علي آبديده شد و فولاد وجودش براي روزهايي که نگاه داري حق چونان آتش کف دست بود ، آماده گشت . روزهايي که بايد با دوستان ديروز و دشمنان امروز ، آنان که زر و زور و تزوير سربازان اردوگاه شيطانشان کرده ، به مقابله برخيزد ، مقابله اي .

علي در شب ليلة المبيت با خوابيدن بر جاي رسول ثابت کرد که روئين تن است . نه چيزي از دنيا دارد که از دست بدهد و نه چيزي از دنيايي که خود فرياد سه طلاقه کردنش را بر سرش ميزد ، ميخواست که بخواهد مراعات کند . او بر جاي مردي خوابيد که هجرتش تاريخ موجوديت بشري را تغيير داد . علي فدايي خير العالمين شد .

در مدينة النبي نيز علي يکه تاز ميدان انسانيت و عشق بود . در عرصه احد با 70 زخم همچنان براي دفاع از پيامبر و آرمانش شمشير ميزد و خم به ابرو نميآورد و در خندق با ضربه اي که از 70 سال عبادت برتر بود کمر کفر را شکست تا کفر دشمني تمام قد را در مقابل خود ببيند و از هيبت وجودش غالب تهي کند .

10 ساله مدينه سالهاي ارزش علي بود . هنگامي که محمد به حکم انما بشر مثلکم جان به جان آفرين تسليم کرد ، اولين ثمره آموزه هاي نبوي را ميبينيم . علي پسرعمش را هنوز غسل نداده ، مدعيان جانشيني سر برآورده اند و برتري هاي جاهلي قبيلگي چونان خوره به جان مسلمين افتاده . در سقيفه محشري کبري برپا شد و کردند آنچه را که از پيش محيا ساخته بودند . علي در اين گاه با دورانديشي ، حقيقتي بزرگتر را که دين پيامبر و خداي پيامبر بود بر حقيقت امامت و جانشيني خودش مقدم داشت . او خار در چشم و استخوان در گلو ماند تا فريادش براي هميشه تاريخ جاودان بماند .

علي در دوران 25 ساله سکوتش بلند ترين فريادها را زد . او به تمامي حق طلبان در تاريخ آموخت که هنگامي که نقش اپوزيسيون حاکميت را به عهده ميگيرند و حکومت که حق آنهاست در دستان ديگري است ، با عمل خود به اصلاح جامعه بپردازند و به جاي بهانه گيري و نشستن بر برج عاج و انتقادهاي نابود کننده به اصلاح کار و تذکر بپردازدند . علي ميآموزد که اگر مشروعيت مردمي نداشتيد به همکاري مصلحانه با حکومتي که اين مشروعيت را دارد بپردازيد و البته و صد البته همچنان موضع انتقادي خود را حفظ کنيد . علي آنچنان در دستگاه خلفاي سه گانه عامل آرامش و ثبات بود که خليفه ثاني فرياد ميزند که لو لا علي لهلک عمر .

اما زمان اينگونه نميپايد . پس از خليفه سوم و فساد حکومتش که به کشته شدنش انجاميد ، آنچه از مسلم در بلاد مسلمين يافت ميشد به علي روي ميآورند . اينجاست که فاز سوم زندگي علي آغاز ميشود . مرحله اي که براي تمامي طول تاريخ انسانيت معلمي ميشود که انسان بودن ، حاکم بودن و آزاد مرد بودن را ميآموزد .

به سوي علي هجوم مياورند تا افسار شتر خلافت را به دستانش بسپارند . علي ابتدا نمي پذيرد . دعوتي را که به تعبير خودش فرزندانش ، حسنيننش داشتند در زير دست و پا ميماندند را نميپذيرند و ميگويد علي را به خودش واگذاريد . اما حضور الحاضر حجت را بر علي تمام ميکند و افسار شتر خلافت را سارباني برترين به دست ميگيرد . علي ميگويد حکومت از آب بيني بزي ماده براي من بي ارزش تر است . اما حکومت را به دست ميگيرد تا حقي را بر پا سازد و حق مظلوم را از ظالم بازستاند . حکومت براي علي به خاطر حکومت نيست . براي علي حفظ نظام از اوجب واجبات نيست . بلکه حفظ عدالت و برپا کردن پرچم هميشه سرفراز عدل و داد است که براي علي ارزش است . علي فرياد ميزند و از حقهاي خورده شده توسط زرمندان سخن ميگويد . زرهايي که در دوران خليفه ثالث ا زبيت المال مسلمين برداشت شده و علي اين اموال را ، اگر حتي کابين زنان باشد ، ميخواهد به خزانه مسلمين بازگرداند . و به اين دليل است که علي هنوز به خلافت نرسيده ، دزدان بيت المال و مفت خواراني که زماني همه چيز داشتند و زياده از بيت المال مسلمين به شکمهاي رانت خوار دزد خود ميريختند ، امروز که ميبينند علي حقوقشان را از بيت المال با غلامشان برابر کرده به ستوه ميايند و به توطئه عليه علي بر ميخيزند . علي دو جنگ با اين مفت خواران دارد . در جمل سوء استفاده چيان از حرم نبوي را سرجاي خود مينشاند و در صفين تا نابودي چادر ظلم ميرود ، اما دريغا از نفهمي جاهلاني که از دين تنها ظاهرش را ديده اند و ا زقرآن تنها چند تکه پاره کاغذ . اينان قرآن ناطق را وانهادند و کاغذ را حجت گرفتند و فتنه برپا ساختند که جز علي کسي را ياراي مقابله با آنان نبود و در نهروان علي چشم فتنه را درآورد . متحجريني که جز پوسته دين نميديدند و هيچ نظري را محترم نميشمردند با صف آرايي د رمقابل علي مظلوميت و حقانيت علي را به تاريخ نشان دادند . علي که عادلترين د رقضاوت بود و خود و يهودي ذمي را در دادگاه همانند هم ميديد و قاضي را نهيب ميزد که بين خليفه مسلمين و مردي ذمي تفاوتي نگذارد به چنين دردهايي دچار شد .

اما حکومت 4 سال و اندي علي نمونه حکومتها بود . علي با وجود امامت و ملکه عصمتش ، تا زماني که حضور مردم ميسور شد و توسط جميع مردم تائيد نگرديد ، به حکومت دست نيازيد . علي آزاد ترين حکومتها را داشت . انتقاد از علي نه مستوجب زندان بود و نه اقدام عليه امنيت تلقي ميشد . علي با وجود عصمتش فرياد ميزد که من بالاتر از اين نيستم که خطا کنم . او خود را مطلقه نميدانست . توجه کنيد ! کسي که ولايتش به حکم آيه انما وليکم ... د رقران تصريح شده خود را مطلق نميدانست و در بازار ميگشت و انتقادات مردم را ميشنيد و امروز چه بيشرمانه عده اي که خاک پاي او نيز نميشوند به او خود را شبيه ميگيرند و خودرا فوق خطا ميپندارند . بماند !

علي اوج مردانگي بود . هيچگاه بر مظلومي دست اندازي نکرد که هيچ . يار هميشگي مظلومان بود و يار هميشگيش خدايش و چاههاي کوفه . چاههايي که اگر امروز هم زبان بگشايند و از دردهاي علي بگويند ، فکر نميکنم گوشي ياراي شنيدن دردهاي علي را داشته باشد که هر چه انسانها بزرگتر باشند دردهايشان نيز بزرگتر است .

و علي قرباني جهل شد . جهلي که در تاريخ هميشه و هميشه ريشه داشته و دارد . خوارجي که هميشه علي و رهروانشان را به تيغه اتهاماتي چون ارتداد زخم زده اند . اينان آنچه را که خود ميفهمند اسلام ناب ميپندارند و غير از آن را باطل مطلق . اگر کسي کلامي و نظري غير از آنچه اينان ميانديشند داشته باشند به تير غيب ارتداد گرفتار ميشوند . واي به حال زماني که قدرت در دستانشان باشد که آن روز بايد گفت واويلا .

علي با فرياد فزت برب الکعبه در سحرگاه 19 رمضان به ضربت جاهلي گرفتار ميايد و در 21 رمضان به ديدار معبودش ، خدايش و همچنين محبوبينش ، محمد و فاطمه ميرسد .

اما هنوز نميدانيم علي د رشبهاي چاهها چه ميگفت که اگر ميدانستيم ...

شب ز اسرار علي آگاه است

دل شب محرم سر الله است

طريقة‌ نگارش‌ مقالات‌ تحقيقي‌ - قسمت اول

از آنجا كه‌ تنها براي‌ تعداد كمي‌ از محققين‌ نوشتن‌ مقاله‌ تحقيقي‌ كار آساني‌ است‌ و از طرف‌ ديگر در صورت‌عدم‌ انتشار و چاپ‌ يك‌ كار تحقيقي‌ ، بيشتر نتايج‌ و حاصل‌ كار از دست‌ رفته‌ و باعث‌ دوباره‌ كاري‌ مي‌ گردد .لزوم‌ ارائه‌ راهنمايي‌ مؤثر جهت‌ نوشتن‌ مقالات‌ تحقيقي‌، بوضوح‌ احساس‌ مي‌شود. دانشمنداني‌ كه‌ دركشورهاي‌ توسعه‌ يافته‌ به‌ تحقيق‌ مشغولند به‌ راحتي‌ نتايج‌ كار خود را در يكي‌ از مجلاتي‌ كه‌ به‌ زبان‌ خودشان‌يعني‌ انگليسي‌ آلماني‌ يا فرانسوي‌ است‌ چاپ‌ مي‌نمايند و از اين‌ نظر مشكلي‌ در نوشتن‌ مقاله‌ ندارند ، ولي‌محققين‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ از چنين‌ مزيتي‌ برخوردار نبوده‌ و از آنجا كه‌ زبان‌ اصلي‌ و مادريشان‌ غيرانگليسي‌ مي‌ باشد نوشتن‌ مقاله‌ تحقيقي‌ به‌ زبان‌ هاي‌ علمي‌ روز برايشان‌ بسيار مشكل‌ است‌ . ادامه با کلیک........

عید قربان مبارک
 

نیایش

الهی اگر مرا به جرمم بگیری تو را به عفوت بگیرم واگر به گناهانم درگیری به آمرزشت درآویزم واگر مرا به

آتش بری اعلام کنم به اهل آتش که من دوستت داشتم.

معبودا اگر چه کردارم در زمینه ی طاعتت خرد واندک است اما آرزویم در زمینه امید به تو بزرگ است .

معبودا! چگونه از درگاهت بر گردم محروم ودست خالی درحالی که به وجود تو حسن ظن دارم که مرا نجات دهی.

نرم افزار

کلیک کنیدکلیک کنید..........

با حسین تا بی نهایت

پروانه بی پروای عطار را بخوانید          یک شبی پروانگان جمع امدند

کلیک کنید.........

 

ازمجموعه کلید طلایی اینترنت : نسخه تخصصی آموزش وپرورش درجهان

توضيحات:
 

نسخه ویژه آموزش وپرورش ازمجموعه دایره المعارف کلید طلایی اینترنت به منظور سهولت دستیابی به منابع مختلف آموزشی وپرورشی موجوددراینترنت تهیه گردیده که طیف گسترده ای ازمخاطبین رادرجامعه آموزشی کشور ازمقاطع پیش دبستانی ،دبستانی تادبیرستان وپیش دانشگاهی دربرمیگیرد. آموزگاران ، دبیران ،مدیران مدارس ابتدایی ،راهنمایی ودبیرستان اولیاء ومربیان پرورشی دانش آموزان مقاطع مختلف وهمچنین برنامه ریزان ومدیران آموزشی ازطریق قریب به 4000 آدرش منتخب اینترنت که در400 طبقه موضوعی دسته بندی شده اند می توانند به اطلاعات جامع نظری وکاربردی درزمینه هایی نظیر آموزش ازراه دور آموزش عمومی فناوری آموزشی موضوعات درسی روش ها ونظریه های آموزشی نشریات آموزشی محصولات وخدمات آموزش و...دست یابند. خوانندگان گرامی می توانندازطریق فهرست جامع موضوعی فهرست عناوین آدرس ها ونیز دونوع واژه یاب فارسی وانگلیسی به آسانی مطالب موردنظر خودرادراین کتاب پیدا کنند.
 

دعای امام زمان (ع)

التماس دعا کلیک کنید.......

فرمان امام علی (ع) به مالک اشتر

فرمان مبارک امام عليه السلام به مالک اشتر . اين فرمان را امام عليه السلام برای اشترنخعی به هنگامی که او را فرماندار مصر قرار داد نوشته است . و اين زمانی بود که وضع زمامدار مصر محمدبن ابوبکر درهم ريخته و متزلزل شده بود اين فرمان از طولاني ترين و جامعترين فرمانهای امام عليه السلام مي باشد [10] بسم الله الرحمن الرحيم [11] اين دستوری است که بنده خدا علی[عليه السلام ] به مالک بن حارث اشتر در فرمانش به او صادر فرموده است . [1] و اين فرمان را هنگامی نوشت که ویرا زمامدار و والی کشور مصر قرار داد تا : مالياتهای آن سرزمين را جمع آوریکند . با دشمنان آن کشور بجنگد . [2] به اصلاح اهل آن همت گمارد . و به عمران و آبادی شهرها قصبات و روستاها و قريه های آن بپردازد . [3] [ نخست ] او را به تقوا و ترس از خداوند ايثار و فداکاری در راه اطاعتش و متابعت از آنچه در کتاب خدا قرآن به آن امر شده است فرمان مي دهد : [4] به متابعت او امری که در کتاب الله آمده فرائض و واجبات و سنتها همان دستوراتی که هيچکس جز با متابعت آنها روی سعادت نمي بيند و جز با انکار و ضايع ساختن آنها در شقاوت و بدبختی واقع نمي شود [5] به او فرمان مي دهد که [ آئين ] خدا را با قلب دست و زبان ياریکند [6] چرا که خداوند متکفل ياری کسی شده که او را ياری نمايد و عزت کسيکه او را عزيز دارد . [7] و نيز او فرمان مي دهد که خواسته های نابجای خود را در هم بشکند . و به هنگام وسوسه های نفس خويشتن داری را پيش گيرد [8] زيرا که نفس اماره همواره انسان را به بدی وادار مي کند مگر آنکه رحمت الهی شامل حال او شود . [9] ای مالک بدان من تو را به سوی کشوری فرستادم که پيش از تو دولتهای عادل و ستمگری بر آن حکومت داشتند . [10] و مردم به کارهای تو همانگونه نظر مي کنند که تو در امور زمامداران پيش از خود [11] و همان را درباره تو خواهند گفت که تو درباره آنها مي گفتی . [12] بدان افراد شايسته را با آنچه خداوند بر زبان بندگانش جاری مي سازد مي توان شناخت [13] بنابراين بايد محبوبترين ذخيره در پيش تو عمل صالح باشد زمام هوا و هوس را در دست گير . [14] و آنچه برايت حلال نيست نسبت به خود بخل روا دار زيرا بخل نسبت به خويشتن اين است که راه انصاف را در آنچه محبوب و مکروه تو است پيش گيری [15] قلب خويش را نسبت به ملت خود مملو از رحمت و محبت و لطف کن [16] و همچون حيوان درنده ای نسبت به آنان مباش که خوردن آنان را غنيمت شماری زيرا آنها دو گروه بيش نيستند : [17] يا برادران دينی تواند و يا انسانهائی همچون تو . گاه از آنها لغزش و خطا سرمي زند . [1] ناراحتيهائی به آنان عارض مي گردد به دست آنان عمدا يا بطور اشتباه کارهائی انجام مي شود [2] [ در اين موارد ] از عفو و گذشت خود آن مقدار به آنها عطا کن که دوست داری خداوند از عفوش به تو عنايت کند . [3] زيرا تو مافوق آنها و پيشوايت مافوق تو و خداوند مافوق کسی است که تو را زمامدار قرار داده است [4] امور آنان را به تو واگذار کرده و به وسيله آنها تو را آزمايش نموده است . هرگز خود را در مقام نبرد با خدا قرار مده [5] چرا که تو تاب کيفر او را نداری. و از عفو و رحمت او بي نياز نيستی [6] هرگز از عفو و بخششی که نموده ای پشيمان مباش . و هيچگاه از کيفری که نموده ایبه خود مبال . [7] و نيز هرگز نسبت به کاری که پيش مي آيد و راه چاره دارد سرعت به خرج مده . مگو من مامورم [ و بر اوضاع مسلطم ] [8] امر مي کنم و بايد اطاعت شود که اين موجب دخول فساد در قلب و خرابی دين و نزديک شدن تغيير و تحول در قدرت است . [9] آنگاه که در اثر موقعيت و قدرتی که در اختيار داری کبر و عجب و خودپسندیدر تو پديد آيد [10] به عظمت قدرت و ملک خداوند که مافوق تو است نظر افکن که اين تو را از آن سرکشی پائين مي آورد [11] و آن شدت و تندی را از تو بازمي دارد [12] و آنچه از دستت رفته است يعنی نيروی عقل و انديشه ات که تحت تاثير اين خودپسندی واقع شده به تو بازمي گردد . [13] از همتائی در علو و بزرگی با خداوند برحذر باش و از تشبه به او در جبروتش خود را برکنار دار [14] چرا که خداوند هر جباری را ذليل و هر فرد خودپسند و متکبری را خوار خواهد ساخت . [15] نسبت به خداوند و نسبت به مردم از جانب خود و از جانب افراد خاص خاندانت و از جانب رعايائی که به آنها علاقمندی انصاف به خرج ده [16] که اگر چنين نکنیستم نموده ای و کسیکه به بندگان خدا ستم کند خداوند پيش از بندگانش دشمن او خواهد بود . [17] و کسیکه خداوند دشمن او باشد دليلش را باطل مي سازد 000 [1] و با او به جنگ مي پردازد تا دست از ظلم بردارد يا توبه کند .[ و بدان ] هيچ چيزی در تغيير نعمتهای خدا و تعجيل انتقام و کيفرش از اصرار بر ستم سريعتر و زودرس تر نيست . [2] چرا که خداوند دعا و خواسته مظلومان را مي شنود و در کمين ستمگران است . [3] بايد محبوبترين کارها نزد تو اموری باشند که در حق با عدالت موافق تر و با رضايت توده مردم هماهنگ تر است . [4] چرا که خشم توده مردم خشنودی خواص را بي اثر مي سازد اما ناخشنودی خاصان با رضايت عموم جبران پذير است . [5] [ اين را نيز بدان که ] احدی از رعايا از نظر هزينه زندگی در حالت صلح و آسايش بر والی سنگين تر [6] و به هنگام بروز مشکلات در اعانت و همکاری کمتر و در اجرای انصاف ناراحت تر [7] و به هنگام درخواست و سؤال پراصرارتر و پس از عطا و بخشش کم سپاس تر و به هنگام منع خواسته ها دير عذرپذيرتر [8] و در ساعات روياروئی با مشکلات کم استقامت تر از گروه خواص نخواهند بود [9] ولی پايه دين و جمعيت مسلمانان و ذخيره دفاع از دشمنان تنها توده ملت هستند [10] بنابراين بايد گوشت به آنها و ميلت با آنان باشد.[11] بايد آنها که نسبت به رعيت عيبجوترند از تو دورتر باشند [12] زيرا مردم عيوبی دارند که والی در ستر و پوشاندن آن عيوب از همه سزاوارتر است . در صدد مباش که عيب پنهانی آنها را به دست آوری[13] بلکه وظيفه تو آن است که آنچه برايت ظاهر گشته اصلاح کنی. و آنچه از تو مخفی است خدا درباره آن حکم مي کند [14] بنابراين تا آنجا که توانائی داری عيوب مردم را پنهان ساز تا خداوند عيوبی را که دوست داری برای مردم فاش نشود مستور دارد . [15] [ با برخورد خوب ] عقده آنها را که کينه دارند بگشا و اسباب دشمنی و عداوت را قطع کن [16] و از آنچه برايت روشن نيست تغافل نما 000 [1] به تصديق سخن چينان تعجيل مکن زيرا آنان گر چه در لباس ناصحين جلوه گر شوند خيانت مي کنند . [2] بخيل را در مشورت خود دخالت مده زيرا که تو را از احسان منصرف و از تهي دستیو فقر مي ترساند [3] و نيز با افراد ترسو مشورت مکن زيرا در کارها روحيه ات را تضعيف مي نمايند . همچنين حريص را به مشاورت مگير که حرص را با ستمگری در نظرت زينت مي دهد . [4] [ همه آنچه درباره اين افراد گفتم ] به خاطر اين است که بخل و ترس و حرص و غرائز و تمايلات متعددی هستند که جامع آنها سوءظن به خدای بزرگ است . [5] بدترين وزراء کسانی هستند که وزير زمامداران بد و اشرار پيش از تو بوده اند کسیکه با آن گناهکاران در کارها شرکت داشته نبايد جزو صاحبان سر تو باشد [6] آنها همکاران گناهکاران و برادران ستمکارنند [7] در حاليکه تو بهترين جانشين را از ميان مردم به جای آنها خواهی يافت : از کسانیکه از نظر فکر و نفوذ اجتماعی کمتر از آنها نيستند [8] و در مقابل بار گناهان آنها را بر دوش ندارند [9] از کسانی هستند که با ستمگران در ستم شاهی همکاری نکرده و در گناه شريک آنان نبوده اند . [10] اين افراد هزينه شان بر تو سبکتر همکاريشان با تو بهتر محبتشان با تو بيشتر و انس و الفتشان با بيگانگان کمتر است . [11] بنابراين آنها را از خواص و دوستان خود و راز داران خويش قرارده سپس [ از ميان اينان ] افرادی را که در گفتن حق از همه صريحتر [12] و در مساعدت و همراهی نسبت به آنچه خداوند برای اولي ايش دوست نمي دارد به تو کمتر کمک مي کند مقدم دار خواه موافق ميل تو باشند يا نه [13] به اهل ورع و صدق و راستی بپيوند و آنان را طوری تربيت کن که ستايش بي حد از تو نکنند و تو را نسبت به اعمال نادرستی که انجام نداده ای تمجيد ننمايد . [14] زيرا مدح و ستايش بيش از حد عجب و خودپسندی به بار مي آورد و انسان را به کبر و غرور نزديک مي سازد . [15] هرگز نبايد افراد نيکوکار و بدکار در نظرت مساوی باشند زيرا اين کار سبب مي شود که افراد نيکوکار در نيکي هايشان بي رغبت شوند [1] و بدکاران در عمل بدشان تشويق گردند هر کدام از اينها را مطابق کارش پاداش ده [2] بدان که هيچ وسيله ایبرای جلب اعتماد والیبه وفاداری رعيت بهتر از احسان به آنها [3] و تخفيف هزينه ها بر آنان و عدم اجبارشان به کاریکه وظيفه ندارند نيست [4] در اين راه آنقدر بکوش تا به وفاداری آنان خوشبين شوی[ و بر آنان اعتماد کنی] که اين خوشبينی بار رنج فراوانیرا از دوشت برمي دارد . [5] سزاوار است به آنها که بيشتر مورد احسان تو قرار گرفته اند خوشبين تر باشی و به عکس آنها که مورد بدرفتاری تو واقع شده اند . بدبين تر . [6] هرگز سنت پسنديده ایرا که پيشوايان اين امت به آن عمل کرده اند و ملت اسلام به آن انس و الفت گرفته [7] و امور رعيت به وسيله آن اصلاح مي گردد نقض مکن و نيز سنت و روشی که به سنتهای گذشته زيان وارد مي سازد احداث منما [8] که اجر برای کسی خواهد بود که آن سنتها را برقرار کرده و گناهش بر تو که آنها را نقض نموده ای [9] با دانشمندان زياد به گفتگو بنشين و با حکماء و انديشمندان نيز بسيار به بحث بپرداز اين گفتگوها و بحثها بايد درباره اموری باشد که به وسيله آن وضع کشورت را اصلاح مي کند و آنچه موجب قوام کار مردم پيش از تو بود . [10] [ ایمالک ] بدان مردم از گروههای مختلف تشکيل يافته اند که هر کدام جز به وسيله ديگری اصلاح و تکميل نمي شوند و هيچ کدام از ديگری بي نياز نيستند [11] [ اين گروهها عبارتند ] از لشکريان خدا نويسندگان عمومی و خصوصی[12] قضات عالی و دادگستر عاملان انصاف ومدارائی[ انتظامات داخلی] [13] اهل جزيه و ماليات اعم از کسانی که در پناه اسلامند و يا مسلمانند و تجار و صنعتگران 000 [1] و بالاخره قشر پائين يعنی نيازمندان و مستمندان برای هر کدام از اين گروهها خداوند سهمی را مقرر داشته [2] و در کتاب خدا يا سنت پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم که به صورت عهد در نزد ما محفوخ است اين سهم را مشخص و معين ساخته است . [3] اما سپاهيان با اذن پروردگار حافظان و پناهگاه رعيت زينت زمامداران عزت و شوکت دين و راههای امنيتند . قوام رعيت جز به وسيله اينان ممکن نيست [4] از طرفی برقراری سپاه جز به وسيله خراج [ ماليات اسلامی] امکان پذير نمي باشد زيرا با خراج برای جهاد با دشمن تقويت مي شوند [5] و برای اصلاح خود به آن تکيه مي نمايند . و با آن رفع نيازمنديهای خويش را مي کنند . [6] سپس اين دو گروه [ سپاهيان و ماليات دهندگان ] جز با گروه سوم قوام و پايداری نمي پذيرند و آنها عبارتند از : [ قضات و کارگزاران دولت [7] و منشي ها زيرا آنها قراردادها و معاملات را استحکام مي بخشند . و مالياتها را جمع آوری مي کنند . [8] و در ضبط امور خصوصیو عمومی مورد اعتماد و اطمينان هستند . و اين گروهها بدون تجار و پيشه وران و صنعتگران قوامی ندارند [9] زيرا آنها وسائل زندگی را جمع آوری مي کنند و در بازارها عرضه مي نمايند . [10] و وسائل و ابزاری را با دست خود مي سازند که در امکان ديگران نيست . [11] سپس قشر پائين نيازمندان و از کارافتادگان هستند که بايد به آنها مساعدت و کمک نمود [12] و برای هر کدام به خاطر خدا سهمی مقرر داشت . و نيز هر يک از نيازمندان به مقدار اصلاح کارشان بر والی حق دارند . [13] و هرگز والی از ادای آنچه خداوند او را ملزم به آن ساخته خارج نخواهد شد [14] جز با اهتمام و کوشش و استعانت از خداوند و مهي اساختن خود بر ملازمت حق و شکيبائی[15] و استقامت در برابر آن خواه بر او سبک باشد يا سنگين . [16] فرمانده سپاهت را کسی قرار ده که در پيش تو نسبت به خدا و پيامبر و امام تو خيرخواه تر از همه و پاک دل تر و عاقل تر باشد 000 [1] از کسانی که دير خشم مي گيرند و عذرپذير ترند نسبت به ضعفا رئوف و مهربان [2] و در مقابل زورمندان قویو پر قدرت از کساني که مشکلات آنها را از جای بدر نمي برد و ضعف همراهان آنها را به زانو در نمي آورد [3] سپس روابط خود را با افراد باشخصيت و اصيل و خاندانهای صالح و خوش سابقه برقرار ساز [4] و پس از آن با مردمان شجاع و سخاوتمند و افراد بزرگوار [5] چرا که آنها کانون کرم و مراکز نيکی هستند . [6] آنگاه از آنان آن گونه تفقد کن که پدر و مادر از فرزندشان تفقد و دلجوئی مي کنند . و هرگز نبايد چيزی را که به وسيله آن آنها را نيرو مي بخشیدر نظر تو بزرگ آيد [7] و نيز نبايد لطف و محبتی که با بررسی وضع آنها مي نمائی هر چند اندک باشد خرد و حقير بشماری[8] زيرا همين لطف و محبتهای کم آنان را وادار به خيرخواهی و حسن ظن نسبت به تو مي کند . [9] هرگز از بررسی جزئيات امور آنها به خاطر انجام کارهای بزرک ايشان چشم مپوش [10] زيرا همين الطاف و محبتهای جزئی جائیبرای خود دارد که از آن بهره برداریمي کنند و کارهای بزرگ نيز موقعيتی دارد که خود را از آن بي نياز نمي دانند . [11] فرماندهان لشگر تو بايد کسانی باشند که در کمک به سپاهيان بيش از همه مواسات کنند [12] و از امکانات خود بيشتر به آنان کمک نمايند به حدی که هم نفرات سربازان و هم کسانيکه تحت تکفل آنها هستند اداره شوند . [13] به طوریکه همه آنها تنها به يک چيز بينديشند و آن جهاد با دشمن است [14] محبت و مهربانی تو نسبت به آنان قلبهايشان را به تو متوجه مي سازد [15] [ بدان ] برترين چيزی که موجب روشنائی چشم زمامداران مي شود برقراری عدالت در همه بلاد و آشکار شدن علاقه رعايا نسبت به آنها است . [16] اما مودت و محبت آنان جز با پاکی دلهايشان نسبت به واليان آشکار نمي گردد . [17] و خيرخواهی آنها در صورتی مفيد است که با ميل خود گرداگرد زمامداران را بگيرند و حکومت آنها برايشان سنگينی نکند 000 [1] و طولاني شدن مدت زمامداريشان برای اين رعايا ناگوار نباشد ميدان اميد سران سپاهت را توسعه بخش و پي درپی آنها را تشويق کن [2] و کارهای مهمی که انجام داده اند برشمار . زيرا يادآوری کارهای نيک آنها شجاعانشان را به حرکت بيشتر وادار مي کند . و آنان که در کار کندی مي ورزند به کار تشويق مي شوند انشاءالله . [3] سپس بايد زحمات هر کدام از آنها را به دقت بدانی. و هرگز زحمت و تلاش کسیاز آنان را به ديگری نسبت ندهی [4] و ارزش خدمت او را کمتر از آنچه هست به حساب نياوری و از سوی ديگر شرافت و آبروی کسی موجب اين نشود که کار کوچکش را بزرگ بشماری. [5] و همچنين حقارت و کوچکی کسی موجب نگردد که خدمت پرارجش را کوچک به حساب آوری. [6] مشکلاتی که در احکام برايت پيش مي آيد و اموریکه بر تو مشتبه مي شود به خدا و پيامبرش ارجاع ده [7] چرا که خداوند بزرگ به گروهی که علاقه داشته ارشادشان کند فرموده : [8] ای کساني که ايمان آورده ايد اطاعت خداوند کنيد و اطاعت پيامبرش و اطاعت اولی الامریکه از خود شما و اگر در چيزینزاع کرديد آنرا به خدا و رسولش بازگردانيد . [9] بازگرداندن چيزی به خداوند متمسک شدن بقرآن کريم و يافتن دستور از آيات محکم آن است [10] و بازگرداندن به پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم همان تمسک به سنت قطعی و مورد اتفاق آن حضرت است [11] سپس از ميان مردم برترين فرد در نزد خود را برای قضاوت برگزين از کساني که مراجعه فراوان آنها را در تنگنا قرار ندهد . [12] و برخورد مخالفان با يکديگر او را به خشم و کج خلقی واندارد . در اشتباهاتش پافشاری نکند . [13] و بازگشت به حق هنگامی که برایآنها روشن شد بر آنها سخت نباشد . طمع را از دل بيرون کرده [14] و در فهم مطالب به اندک تحقيق اکتفا نکند از کسانی که در شبهات از همه محتاطتر [15] و در يافتن و تمسک به حجت و دليل از همه مصرتر باشند . با مراجعه مکرر شکايت کنندگان کمتر خسته شوند . [1] و در کشف امور شکيباتر و به هنگام آشکارشدن حق در فصل خصومت از همه قاطعتر باشند . [2] از کسانيکه ستايش فراوان آنها را فريب ندهد و تمجيدهای بسيار آنان را متمايل به جانب مدح کننده نسازد ولی البته اين افراد بسيار کمند . [3] آنگاه با جديت هر چه بيشتر قضاوتهای قاضی خويش را بررسی کن و در بذل و بخشش به او سفره سخاوتت را بگستر آنچنان که نيازمنديش از بين برود [4] و حاجت و نيازی به مردم پيدا نکند و از نظر منزلت و مقام آنقدر مقامش را نزد خودت بالا ببر که هيچکدام از ياران نزديکت به نفوذ در او طمع نکند . [5] و از توطئه اين گونه افراد در نزد تو در امان باشد . [ و بداند که موقعيتش از او بالاتر نيست که بخواهد از او شکايتی بکند ] [6] در آنچه گفتم با دقت بنگر چرا که اين دين اسير دست اشرار و وسيله هوسرانی و دنياطلبی گروهی بوده است . [7] سپس در کارهای کارمندانت بنگر و آنها را با آزمايش و امتحان به کار وادار و از روی ميل و استبداد آنها را به کاری واندار [8] زيرا استبداد و تسليم تمايل شدن کانونی از شعبه های جور و خيانت است [9] و از ميان آنها افرادی که با تجربه تر و پاکتر و پيشگامتر در اسلامند برگزين [10] زيرا اخلاق آنها بهتر و خانواده آنها پاکتر و همچنين کم طمعتر و در سنجش عواقب کارها بي ناترند . [11] سپس حقوق کافی به آنها بده زيرا اين کار آنها را در اصلاح خويش تقويت مي کند [12] و از خيانت در اموالي که زير دست آنها است بي نياز مي سازد . بعلاوه اين حجتی در برابر آنها است [13] اگر از دستورت سرپيچی کنند يا در امانت خيانت ورزند سپس با فرستادن ماموران مخفی راستگو و با وفا کارهای آنان را زير نظر بگير [14] زيرا بازرسی مداوم پنهانی سبب مي شود که آنها به امانت داریو مداراکردن به زير دستان ترغيب شوند [15] اعوان و انصار خويش را سخت زير نظر بگير اگر يکی از آنها دست به خيانت زد و ماموران سری تو . متفقا چنين گزارشی را دادند [1] به همين مقدار از شهادت قناعت کن . و او را زير تازيانه کيفر بگير [2] و به مقدار خيانتیکه انجام داده او را کيفر نما سپس ویرا در مقام خواری و مذلت بنشان [3] و نشانه خيانت را بر او بنه و گردن بند ننگ و تهمت را به گردنش بيفکن [ و او را به جامعه چنان معرفی کن که عبرت ديگران گردد ] [4] خراج و ماليات را دقيقا زير نظر بگير به گونه ای که صلاح ماليات دهندگان ماليات و بهبودی حال ماليات دهندگان بهبودی حال ديگران نيز نهفته است . [5] و هرگز ديگران به صلاح و آسايش نمي رسند جز اينکه خراج دهندگان در صلاح و بهبودی بسر برند چرا که مردم همه عيال و نان خور خراج وخراج گذاران هستند . [6] بايد کوشش تو در آبادی زمين بيش از کوشش در جمع آوری خراج باشد زيرا که خراج جز با آبادانی بدست نمي آيد . [7] و آن کس که بخواهد ماليات را بدون عمران و آبادانی مطالبه کند شهرها را خراب و بندگان خدا را نابود مي سازد . و حکومتش بيش از مدت کمی دوام نخواهد داشت . [8] اگر رعايا از سنگينی ماليات و يا رسيدن آفات يا خشک شدن آب چشمه ها و يا کمی باران و يا دگرگونی زمين در اثر آب گرفتن و فساد بذرها و يا تشنگی بسيار برای زراعت و فاسدشدن آن به تو شکايت آورند . [9] ماليات را به مقداری که حال آنها بهبود يابد تخفيف ده و هرگز اين تحفيف بر تو گران نيايد [10] زيرا که آن ذخيره و گنجينه ایاست که آنها بالاخره آنرا در عمران و آبادی کشورت به کار مي بندند و موجب عمران سرزمينهای تو و زينت حکومت و رياست تو خواهد بود [11] و از تو به خوبی ستايش مي کنند و در گسترش عدالت از ناحيه تو با خرسندی سخن مي گويند . و تو نيز خود در اين ميان مسرور و شادمان خواهی بود . [12] بعلاوه تو مي توانی با تقويت آنها از طريق ذخيره ای که برايشان نهاده ای اعتماد کنی. [13] و نيز مي توانی با اين عمل که آنها را به عدالت و مهربانی عادت داده ایبه آنان مطمئن باشی[14] چرا که گاهی برای تو گرفتاري هائی پيش مي آيد که بايد بر آنها تکيه کنی. و در اين حال آنها با طيب خاطر پذيرا خواهند شد [15] و عمران و آبادی تحمل همه اينها را دارد و اما ويرانی زمين تنها به اين علت است که کشاورزان و صاحبان زمين فقير مي شوند . [1] و بيچارگی و فقر آنها بخاطر آن است که زمامداران به جمع اموال مي پردازند [2] و نسبت به بقای حکومتشان بدگمانند و از تاريخ زمامداران گذشته عبرت نمي گيرند . [3] سپس در وضع منشي ان و کارمندانت دقت کن و کارهايت را به بهترين آنها بسپار [4] و نامه های سری و نقشه ها و طرحهای مخفی خود را در اختيار کسی بگذار که دارای اساسي ترين اصول اخلاقی باشد [5] از کسانی که موقعيت و مقام آنها را مست و مغرور نسازد که در حضور بزرگان و سران مردم نسبت به تو مخالفت و گستاخی کنند [6] و در اثر غفلت در رساندن نامه های کارمندانت به تو [7] و گرفتن جوابهای صحيحش از تو کوتاهی ننمايند خواه در اموری باشد که از طرف تو دريافت مي دارند [8] و يا از سوی تو مي بخشند بايد قراردادهائی که برای تو تنظيم مي کنند سست و آسيب پذير نباشی هرگاه قراردادی به زيان تو باشد از يافتن راه حل عاجز نمانند . [9] و نسبت به ارزش و منزلت خويش ناآگاه و بي اطلاع نباشند که شخص ناآگاه از منزلت خويش از ارزش و مقام ديگری ناآگاهتر خواهد بود . [10] سپس در انتخاب اين منشيان هرگز به فراست و خوشبينی و خوش گمانی خود تکيه مکن [11] چرا که مردان زرنگ طريقه جلب نظر و خوشبينی زمامداران را با ظاهرسازی و تظاهر به خوش خدمتی خوب مي دانند [12] در حاليکه در ماوراء اين ظاهر جالب هيچگونه امانت داریو خيرخواهی وجود ندارد . [13] بلکه آنها را از طريق پستهائی که برای حکومتهای صالح پيش از تو داشته اند بيازمای بنابراين بر کسانی اعتماد کن که در ميان مردم خوش سابقه تر [14] و در امانت داری معروفند و اين خود دليل آنست که تو برای خدا و کسانیکه والی بر آنان هستی خيرخواه مي باشی[15] بايد برای هر نوعیاز کارها يک رئيس انتخاب کنیرئي سیکه کارهای مهم وی را مغلوب و درمانده نسازد و کثرت کارها او را پريشان و خسته نکند [16] و به خوبی بايد بدانی هر عيبی در منشيان تو يافت شود که تو از آن بي خبر باشی شخصا مسؤول آن خواهی بود 000 [1] به تجار و صاحبان صنايع توصيه کن و آنها را به خير و نيکی سفارش نما [2] [ و در اين توصيه بين ] بازرگانانی که در شهر و يا ده هستند [ و دارای مرکز ثابت و تجارتخانه اند ] و آنها که سيار و در گردشند و نيز صنعتگرانی که با نيروی جسمانی خويش بکار صنعت مي پردازند تفاوت مگذار [3] چرا که آنها منابع اصلی منافع و اسباب آسايش جامعه به شمار ميروند آنها هستند که از سرزمينهای دور دست از پرتگاهها و کوهستانها [4] و درياها و سرزمينهای هموار و ناهموار مواد مورد نياز را گرد مي آورند از مناطقی که عموم مردم با آن سر و کاری ندارند [5] و جرئت رفتن به آن سامان را نمي کنند [ توجه داشته باش ] بازرگانان و پيشه وران و صنعتگران مردمی سالمند و از نيرنگ و شورش آنها بيمی نيست آنها صلح دوست و آرامش طلبند . [6] اما بايد از وضع آنان چه آنها که در مرکز فرمانداری تو زندگی مي کنند و چه آنها که در گوشه و کنار هستند جستجو و بازرسی کنی[7] ولی بدان با همه آنچه گفتم در ميان آنها گروهی تنگ نظر و بخيل آنهم به صورت قبيح و زشت آن مي باشند . [8] که همواره در پی احتکار مواد مورد نياز مردم و تسلط يافتن بر تمام معاملات هستند [9] و اين موجب زيان توده مردم و عيب و ننگ بر زمامداران است . از احتکار به شدت جلوگيری کن [10] که رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلم از آن منع فرمود . بايد معاملات با شرائط آسان صورت گيرد . [11] با موازين عدل و نرخهائی که نه به فروشنده زيان رساند و نه به خريدار [12] و هرگاه کسی پس از نهی تو از احتکار به چنين کاری دست بزند او را کيفر کن و در مجازات او بکوش ولی اين مجازات نبايد بيش از حد باشد . [13] خدا را خدا را در مورد طبقه پائين آنها که راه چاره ندارند[14] يعنی مستمندان و نيازمندان و تهيدستان و از کارافتادگان [15] در اين طبقه هم کسانی هستند که دست سؤال دارند و هم افرادیکه بايد به آنها بدون پرسش بخشش شود بنابراين به آنچه خداوند در مورد آنان به تو دستور داده عمل نما [16] قسمتی از بيت المال و قسمتی از غلات خالصه جات اسلامی را در هر محل به آنها اختصاص ده [17] و بدان آنها که دورند به مقدار کسانی که نزديکند سهم دارند و بايد حق همه آنها را مراعات کنی [1] بنابراين هرگز نبايد سرمستی زمامداری تو را به خود مشغول سازد [ و به آنها رسيدگی نکنی] چرا که هرگز بخاطر کارهای فراوان و مهمی که انجام مي دهیاز انجام نشدن کارهای کوچک معذور نيستی[2] نبايد دل از آنها برگيری و چهره بروی آنان درهم کشی[3] در امور آنها که به تو دسترسی ندارند و مردم بديده تحقير به آنها مي نگرند بررسی کن [4] و برای اين کار فرد مورد اطمينانی را که خداترس و متواضع باشد برگزين [5] تا وضع آنان را به تو گزارش دهد سپس با آن گروه بطوری رفتار کن که به هنگام ملاقات پروردگار عذرت پذيرفته باشد [6] چرا که از ميان رعايا اين گروه از همه به احقاق حق محتاجترند . [7] و بايد در ادای حق تمام افراد در پيشگاه خداوند عذر و دليل داشته باشی [8] درباره يتيمان و پيران از کارافتاده که هيچ راه چاره ای ندارند و نمي توانند دست نياز خود را بسوی مردم دراز کنند بررسی کن [9] البته اين کار بر زمامداران سنگين است ولی حق همه اش سنگين است [10] و گاهی خداوند آن را بر اقوامی سبک مي سازد اقوامیکه طالب عاقبت نيکند و خويش را به استقامت و بردباری عادت داده و به راستی وعده های خداوند اطمينان دارند . [11] برای مراجعان خود وقتی مقرر کن که به نياز آنها شخصا رسيدگی کنی[12] مجلس عمومی و همگانی برای آنها تشکيل ده و درهای آنرا به رویهي چکس نبند و بخاطر خداوندی که ترا آفريده تواضع کن [13] و لشکريان و محافظان و پاسبانان را از اين مجلس دور ساز [14] تا هر کس با صراحت و بدون ترس و لکنت سخنان خود را با تو بگويد [15] زيرا من بارها از رسولخدا صلی الله عليه و آله و سلم اين سخن را شنيدم [16] ملتیکه حق ضعيفان را از زورمندان با صراحت نگيرد هرگز پاک و پاکيزه نمي شود و رویسعادت نمي بيند [17] سپس خشونت و کندی آنها را در سخن تحمل کن در مورد آنها هيچگونه محدوديت و استکبار روا مدار [1] که خداوند به واسطه اين کار رحمت واسعش را بر تو گسترش خواهد داد و موجب ثواب اطاعت او برای تو خواهد شد . [2] آن چه مي بخشیبه گونه ای ببخش که گوارا باشد [ بي منت و بي خشونت ] . و خودداری از بخشش را با لطف و معذرت خواهی توام کن [3] بدان قسمتی از کارها است که شخصا بايد آنها را انجام دهی [ و نبايد به ديگران واگذار کنی] . از جمله : پاسخ دادن به کارگزاران دولت مي باشد در آنجا که منشيان و دفترداران از پاسخ عاجزند . [4] و ديگر برآوردن نيازهای مردم است در همان روز که احتياجات گزارش مي شود و پاسخ آنها برای همکارانت مشکل و دردسر مي آفريند . [5] [ بهوش باش ] کار هر روز را در همان روز انجام ده زيرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد . [6] بايد بهترين اوقات و بهترين ساعات عمرت را برای خلوت با خدا قرار دهی[7] هر چند اگر نيت خالص داشته باشی و امور رعاي ا روبراه شود همه کارهايت عبادت و برای خدا است . [8] از جمله کارهائی که مخصوصا بايد با اخلاص انجام دهی اقامه فرائض است که ويژه ذات پاک او است . [9] بنابراين بدنت را شب و روز در اختيار فرمان خدا بگذار و آنچه موجب تقرب تو به خداوند مي شود به طور کامل و بدون نقص به انجام رسان [10] اگر چه خستگی جسمیو ناراحتی پيدا کنی. و هنگامی که به نماز جماعت برایمردم مي ايستی بايد نمازت نه نفرت آور و نه تضييع کننده باشد . [ نه آنقدر آنرا طول بده که موجب تنفر مامومين شود و نه آنقدر سريع که نماز را ضايع کنی] [11] چرا که در بين مردمی که با تو به نماز ايستاده اند هم بيمار وجود دارد و هم افرادی که کارهای فوتی دارند [12] من از رسول خدا [ ص ] به هنگامی که مرا بسویي من فرستاد پرسيدم : چگونه با آنان نماز بخوانم ؟ [13] در پاسخم فرمود : نمازی بخوان همچون نمازی که ناتوانترين آنها مي خواند و نسبت به مؤمنان رحيم و مهربان باش [1] هيچگاه خود را در زمانی طولانی از رعيت پنهان مدار چرا که دوربودن زمامداران از چشم رعايا [2] خود موجب نوعی محدوديت و بي اطلاعی نسبت به امور مملکت است [3] و اين چهره پنهان داشتن زمامداران آگاهی آنها را از مسائل نهانی قطع مي کند . [4] در نتيجه بزرگ در نزد آنان کوچک و کوچک بزرگ ، کار نيک زشت و کاربد نيکو و حق با باطل آميخته مي شود . [5] چرا که زمامدار بهر حال بشر است و اموری که از او پنهان است نمي داند . [6] از طرفی حق هميشه علامت مشخصی ندارد تا بشود راست را از دروغ تشخيص داد [7] از اين گذشته تو از دو حال خارج نيستی يا مردی هستیکه خود را آماده جانبازی در راه حق ساخته ای؟ [8] بنابراين نسبت به حق واجبی که بايد بپردازی يا کار نيکی که بايد انجام دهی چرا خود را در اختفا نگه مي داری؟ [9] يا مردی هستی بخيل و تنگ نظر در اين صورت مردم چون تو را ببينند مايوس مي شوند و از حاجت خواستن صرف نظر مي کنند [10] بعلاوه بيشتر حوائج مراجعان برای تو چندان زحمتی ندارد [11] از قبيل شکايت از ستمی يا درخواست انصاف در داد و ستدی. [12] سپس بدان برای زمامدار خاصان و صاحب اسراری است که خودخواه و دست درازند و در داد و ستد با مردم عدالت و انصاف را رعايت نمي کنند [13] ريشه ستم آنان را با قطع وسائل از بيخ برکن [14] و به هيچ يک از اطرافيان و بستگان خود زمينی از اراضی مسلمانان وامگذار [15] و بايد طمع نکنند که قراردادی به سود آنها منعقد سازی که مايه ضرر ساير مردم باشد [16] خواه در آبياری و يا عمل مشترک ديگر به طوري که هزينه های آنرا بر ديگران تحميل کنند [17] که در اين صورت سودش برای آنها است و عيب و ننگش برایت و در دنيا و آخرت [18] حق را درباره آنها که خواهان حقند چه خويشاوند و چه بيگانه رعايت کن و در اين باره صابر باش و به حساب خدا بگذار [ و پاداش اين کار را از او بخواه ] 000 [1] هر چند اينکار موجب فشار بر ياران نزديکت شود [2] و سنگينی اين راه را بخاطر سرانجام ستوده آن تحمل کن [3] و هرگاه رعايا نسبت به تو گمان بد ببرند افشاگری کن و عذر خويش را درمورد آنچه موجب بدبينی شده آشکارا با آنان در ميان گذار[4] و با صراحت بدبينی آنها را از خود برطرف ساز چه اينکه اينگونه صراحت موجب تربيت اخلاقی تو و ارفاق و ملاطفت برای رعيت است [5] و اين بيان عذر تو را به مقصودت در وادار ساختن آنها به حق مي رساند . [6] هرگز صلحی را که از جانب دشمن پيشنهاد مي شود و رضای خدا در آن است رد مکن که در صلح برای سپاهت آسايش و تجديد نيرو [7] و برای خودت آرامش از هم و غمها و برای ملتت امنيت است . اما زنهار زنهار سخت از دشمنت پس از بستن پيمان صلح برحذر باش [8] چرا که دشمن گاهی نزديک مي شود که غافلگير سازد [9] بنابراين دورانديشی را به کار گير و در اين موارد روح خوش بينیرا کنار بگذار اگر پيمانی بين تو و دشمنت بسته شد [10] و يا تعهد پناه دادن را به او دادی جامه وفاء را بر عهد خويش بپوشان [11] و تعهدات خود را محترم بشمار و جان خود را سپر تعهدات خويش قرار ده [12] زيرا هيچيک از فرائض الهی نيست که همچون وفای به عهد و پيمان مردم جهان با تمام اختلافاتی که دارند نسبت به آن اين چنين اتفاق نظر داشته باشند [13] حتیمشرکان زمان جاهليت علاوه بر مسلمانان آن را مراعات مي کردند . [14] چرا که عواقب پيمان شکنی را آزموده بودند . بنابراين هرگز پيمان شکنی مکن [15] و در عهد خود خيانت روا مدار و دشمنت را مفريب [16] زيرا غير از شخص جاهل و شقی کسی گستاخیبر خداوند را روا نمي دارد . [17] خداوند عهد و پيمانی را که با نام او منعقد مي شود با رحمت خود مايه آسايش بندگان و حريم امنی برايشان قرار داده تا به آن پناه برند 000 [1] و برای انجام کارهای خود به جوار او متمسک مي شوند . بنابراين فساد خيانت و فريب در عهد و پيمان راه ندارد [2] هرگز پيمانی را مبند که در تعبيرات آن جایگفتگو باقی بماند [3] و بعد از تاکيد و عبارات محکم عبارات سست و قابل توجيه بکار مبر [ که اثر آنرا خنثیمي کند ] . [4] هرگز نبايد قرارگرفتن در تنگنا بخاطر الزامهایالهی پيمانها تو را وادار سازد که برایفسخ آن از راه ناحق اقدام کنی[5] زيرا شکيبائی تو در تنگنای پيمانها که اميد گشايش و پيروزی در عاقبت آن داری بهتر است از پيمان شکنی و خيانت که از مجازات آن مي ترسی[6] همان پيمان شکنیکه موجب مسؤليتی از ناحيه خداوند مي گردد که نه در دنيا و نه در آخرت نتوانی پاسخ گوی آن باشی. [7] زنهار از ريختن خون به ناحق بپرهيز زيرا هيچ چيز در نزديک ساختن کيفر انتقام ، [8] بزرگ ساختن مجازات ، سرعت زوال نعمت و پايان بخشيدن به زمامداری همچون ريختن خون ناحق نيست [9] و خداوند سبحان در دادگاه قيامت قبل از هر چيز در ميان بندگان خود در مورد خونهائی که ريخته شده دادرسی خواهد کرد . [10] بنابراين زمامداريت را با ريختن خون حرام تقويت مکن . [11] چرا که آنرا تضعيف و سست مي کند بلکه بنياد آنرا مي کند . و آنرا به ديگران منتقل مي نمايد . [12] و هيچگونه عذری نزد خدا و نزد من در قتل عمد پذيرفته نيست . چرا که کيفر آن قصاص است . [13] و اگر به قتل خطا مبتلا گشتی و شمشير و تازيانه و دستت به ناروا کسی را کيفر کرد [14] چون ممکن است با يک مشت و بيشتر قتلی واقع گردد[15] مبادا غرور زمامداری مانع از آن شود که حق اولياء مقتول را بپردازی و رضايت آنها را جلب کنی. [16] خويشتن را از خودپسندی برکنار دار و نسبت به نقاط قوت خويش خودبين مباش . مبادا تملق را دوست بداری000 [1] زيرا که آن مطمئن ترين فرصت برای شيطان است تا نيکوکاری نيکان را محو و نابود سازد . [2] از منت بر رعيت به هنگام احسان بپرهيز و بيش از آنچه انجام داده ای کار خود را بزرگ مشمار [3] و از اينکه به آنها وعده دهی و سپس تخلف کنی برحذر باش زيرا منت احسان را باطل مي سازد [4] و بزرگ شمردن خدمت نور حق را مي برد و خلف وعده موجب خشم خدا و خلق است [5] خداوند مي فرمايد اين موجب خشم بزرگ نزد خدا است که بگوئيد و انجام ندهيد. [6] از عجله در مورد کارهائی که وقتشان نرسيده يا سستی در کارهائیکه امکان عمل آن فراهم شده [7] يا لجاجت در اموری که مبهم است يا سستی در کارها هنگامی که واضح و روشن است برحذر باش [8] و هر امری را در جای خويش و هر کاری را به موقع خود انجام ده . [9] از امتيازخواهی برای خود در آنچه مردم در آن مساوی هستند بپرهيز [10] و از تغافل از آنچه مربوط به توست و برای همه روشن است برحذر باش چرا که به هر حال نسبت به آن در برابر مردم مسؤولی[11] و بزودی پرده از روی کارهايت بر کنار مي رود و انتقام مظلوم از تو گرفته مي شود . [12] باد دماغت را فرو بنشان حدت و شدت و قدرت دست و تيزی زبانت را در اختيار خود گير [13] و برای جلوگيری از اين کار مخصوصا توجه به زبانت داشته باش که [ سخنی بدون فکر نگوئی] [14] و نيز در به کاربستن قدرت تاخير انداز تا خشمت فرو نشيند و مالک خويشتن گردی[15] هرگز حاکم بر خويشتن نخواهی بود جز اينکه فراوان به ياد قيامت و بازگشت بسوی پروردگار باشی[1] بر تو واجب است که همواره به ياد حکومتهای عادلانه پيش از خود باشی[2] همچنين توجه خود را بر روشهای خوب يا اثری که از پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم رسيده و يا فريضه ایکه در کتاب خداوند آمده معطوف دار [3] به خطوطی از حکومت که در روش من مشاهده کرده ای اقتداء کن [4] و برای پيروی از اين عهدنامه که با آن حجت خود را بر تو تمام ساخته ام تلاش و کوشش نما [5] که اگر نفس سرکش بر تو چيره شود عذری نزد من نداشته باشی. [6] من از خداوند بزرگ با آن رحمت وسيع و قدرت عظيمش بر انجام تمام خواسته ها مسألت دارم [7] که من و تو را موفق دارد تا رضای او را جلب نمائيم و کاری کنيم که نزد او و خلقش معذور باشيم [8] همراه با مدح و ثناینيک در ميان بندگان و آثار خوب در شهرها [9] و تماميت نعمت و فزونی شخصيت در پيشگاه او و نيز از او مسألت دارم که زندگی من و تو را با سعادت و شهادت پايان بخشد . [10] که ما همه بسوی او باز مي گرديم و سلام درود بر پيامبر خدا [ ص ] و دودمان پاکش باد سلامی فراوان و بسيار والسلام

برگزاری آزمون آزمایشی الکترونیکی رشد

اطلاعیه

 

 

برگزاری آزمون آزمایشی الکترونیکی رشد

 

دانش آموزان و داوطلبان کنکور!

 

به زودی آزمون آزمایشی الکترونیکی رشد ویژه رشته های نظری و در دو سطح پیش دانشگاهی و سوم دبیرستان

برگزار خواهد شد.

این آزمون دارای سئوالات چهار گزینه ای در حد کنکور سراسری و آزاد بوده و برای آن یک هفته در نظر گرفته شده است.

منتظر اطلاعیه های بعدی در خصوص زمان دقیق و نحوه ی ثبت نام و آزمون باشید.

 


پژوهشکده مردم شناسی برنامه ا‌ی آموزشی برای معلمان ورزش مدارس پیش بینی کرده تا در ساعت های ورزش به دا

گروه فرهنگ: پژوهشکده مردم شناسی برنامه ا‌ی آموزشی برای معلمان ورزش مدارس پیش بینی کرده تا در ساعت های ورزش به دانش آموزان بازی های محلی آموزش داده شود
سخاییان مردم شناس پژوهشکده مردم شناسی درباره فعالیت های این مرکز در حوزه بازی های محلی گفت: پژوهشکده مردم شناسی تنها کار پژوهشی نمی کند این مرکز در تلاش است تا بتواند مردم شناسی را کاربردی کند. در بخش بازی های محلی سعی ما این است که با حضور بازی های امروزی و مدرن در میان نوجوانان بازی های سنتی از یادها نرود. برای متداول کردن این بازی ها باید جشنواره های مختلف برگزار شده تا در این جشنواره ها این بازی ها آموزش داده شودند.»
سخاییان یکی از برنامه های مهم این مرکز را تدریس بازی های سنتی در مدارس دانست.« برای گام نخست یک سری از معلمان مدارس تهران را آموزش می دهیم. مدرسه تقوا اولین مدرسه ای درتهران خواهد بود که محصلان در زنگ های ورزش بازی های سنتی می کنند.»
آموزش به محصلان عقب مانده کشور و بررسی بازدهی یادگیری آنها پس از انجام بازی، یکی دیگر از برنامه های کاربردی پژوهشکده مردم شناسی است.


تاريخ خبر :10/10/1384      منبع خبر : خبرگزاری میراث فرهنگ

نرم‌افزار اعلام نمرات دانش آموزان از طريق ‪ sms‬در اصفهان توليد شد

مديرگروه فناوري‌اطلاعات 'دانشگاه' گفت: نرم افزارارسال نمرات و كارنامه دانش آموزان با سيستم پيام كوتاه ‪ sms‬توسط اين گروه ساخته شد.

 

رضا عنايتي در يازدهمين نمايشگاه كامپيوترو اتوماسيون‌اداري در اصفهان به ايرنا گفت: با استفاده از اين نرم افزار، كارنامه دانش آموزان به صورت ماهانه يا فصلي از طريق سيستم رايانه‌اي مدرسه به دستگاه گوشي تلفن همراه والدين ارسال مي‌شود و والدين مي‌توانند از نمرات فرزند خود مطلع شوند.

وي روز سه شنبه اضافه كرد: سيستم هوشمند پيام كوتاه تلفن همراه، همچنين مي‌تواند گزارش كوتاهي از وضعيت تربيتي و انضباطي دانش آموز در مدرسه را به اطلاع والدين برساند.

اين سيستم هوشمند با نصب در مدارس مي‌تواند خدمات مذكور را به والدين دانش آموزان بدهد.

وي ويژگي سيستم سرويس پيام كوتاه ‪ sms‬را براي كاربران تلفن همراه قابل توجه دانست و خواستار حمايتهاي دستگاههاي مسوول دولتي براي توليد نرم افزارهاي كاربردي براي آن شد.

وي اضافه کرد: تلفن همراه يك وسيله فراگير است كه جايگاه واقعي آن هنوز درميان مردم تبيين نشده و نياز است كه قابليت‌هاي اين وسيله ارتباطي از طريق نرم افزارهاي كاربردي معرفي شود.

عنايتي از توليد برنامه نرم‌افزاري در آينده نزديك براي ارسال‌الكترونيكي تمامي برنامه‌هاي آموزش و پرورش براي مدارس و والدين خبر داد و افزود: با اين نرم‌افزار كليه مصوبه‌ها و آيين‌نامه‌ها و همچنين برنامه‌هاي امتحانات در اختيار كاربران قرار مي‌گيرد.

خبرگزاري جمهوري اسلامي - ايرنا

یک راه  مناسب برای پیشرفت تحصلی

یکی از همکاران می گفت من اول هر ماه به دانش آموزان نمره 20 را میدادم  ومی گفتم بچه ها این نمره شماست برحسب هر پرسشی که انجام خواهم داد برای هر پاسخ غلط نمره کسر خواهم کرد هرکس توانست تا آخر ماه این نمره را نگهدارد مال خودش وگرنه هرچه ماند آنرا اعمال خواهم کرد این چند حسن داشت :

1- بچه ها گله نداشتند که من نمره نمی دهم بلکه خودشان نمره نمی توانند نگهدارند.

2- من مجبور بودم آنقدر پرسش کنم که واقعا نمره واقعی شان میشد.واز همه هم باید می پرسیدم.

3- بچه ها چیزی که داشتند نمی خواستند به آسانی ازد ست بدهند.

فرا رسيدن ميلاد پيامبر صلح و دوستى، حضرت عيسي بن مريم (ع) را به پيروان آن حضرت و هموطنان مسيحي تبريك

رخداد ديده گشودن جهان به رخسار روشن حضرت عيسى مسيح (ع) نشانه تجلى اراده الهى در شب زمستانى زمين است همچنان كه وجود قدسى آن حضرت، نشانه يگانگى و تقديس حق در سراپرده وجود است.